خرید بک لینک

درباره سایت

GM

امکانات وب

بر خلاف ترم پیش که با مرضیه مقاومت داشتم و

افتادم و نیمترمش فقط یک ربع هم نبود اینبار

یک ساعتو نیم ازمون امتحان گرفت

و من مثله همیشه گند زدم و ترسان و لرزان

میخواهم به سر کلاس بروم این هفته ...

چون این خانوم مزخرف هم نمره هارو میخونه

جلو ملت هم میگه من مسخره ی شمام وقت

کلاسمو بدم ثفر بشین:)))))

بعد امتحان با لمیس رفتیم کافه هه

روبه روی دانشگاه دم در یونی ثنم رو هم

گیر اوردیم با خودمون بردیم:)

املت زدیم یکی دو ساعت گپ زدیم

بعدش. موقع رفتن لمیس میخاس بره کلاس

تو شریعتی داشت اسنپ میگرفت اثرار اصرار که

بیا با هم بریبم ازونجا برو خونتون :)

عاقا قبول کردم رفتیم تا نشستیم

راننده اسنپیه با یهذموتوریه دعواش شد جلو

دانشگا...موتوری هم بی اعصاب

انواعو اقسام فحش های کاف دار و کش دارو

نصیب منو لمیسو راننده کرد:)))))))

راننده هم کتک خورد کلی تازه بعد تصمیم گرفتیم از

لوکیشن دعوا خارج شیم منو لمیس

لغو کنیم و با اسنپ بعدی بریم:))))

هیبچجی دیبگه با ماشین دیگری رفتیم

شریعتی من به سمت خونه

اون به سم کلاس....از مسیر دانشگا- نوبنیاد

لعععنتیه سگ رفت راننده و من چیز ناله کنان

به لمیس این مسیر همیشگیه پیچشه منو #ط

بود....هعی!!

امروز یکم از پروژه ی مواد مرکبو انجام دادم...راجع به تیر

های کامپوزیتی بود....گفتم کامپوزیت تا یادمه بگم شکوفه

ارشد دانشگا مالک اشتر فکنم:| کامپوزیت قبول

شد:)

ط و داداشت یکی هفته دیگه امتحان دارین:)

امتحانای سخت و سخت مشغولیو پر از استرس!

چنوقت پیش تولد بابات بود عکساشو واسم

فرستادی و گفتی که تولد مادرت اونا

میان پیشتون حتماا....

از. من اصرار که اردیبهشت بیااا یه سر

از تو اصرار که نه بزار پاییز بیام سال دیگه:))

پ.ن:بارون نیمده چنروزه:(

پ.ن۲:از وقتی رفتی بادکنک جدید ندارم:(

دلم بادکنک مدل جدید میخااااد

برچسب: نویسنده: نرگس سامانی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 2:38

صفحه بندی