تا کی غر بزنم پس روزای خوبم کی میان؟ همچنان
چشم به راهه نمراتم با قلبی سکته وار...
شنبه نه صبح
انتخاب واحده و من پیروز که چیزایی
که مونده بودو
نگاه کردم باید بردارم دیدم کلللللل
روزام از شنبه تا
پنننننجشنبه حتی پره, فقط یکشنبه خالیه
الان دیدم
یه درسی که اضافش کردن یکشنبس ..
و من در مرگ اور
ترین حالت ممکن به سر میبیرم که اصلا
نمیدونم روز باید از
سر قبر پدرشون خالی بیارم واس
کاراموزی؟اصلا کجا برم کار؟
اصلا غصه ی کدوم بخشو بخورم روزایی
که داره با استرس سگی
از دستم میره و جایی واس کار ندارم
یا استرس هرررچی بجز
درس و دانشگاه....
+از ساعت پنج و شیش عصر سمت چپ
بدنم شاید قلبم
بدددجوری گرفته و همچنان در حسرت
یک نفسه عمیقم
و واقعا امونمو بریده:)))
++الان که دلم میخاد مغزم بخابه نمیدونم
کدوم حرامزاده ای
وایساده داره کوچه پشتیو با این دریلا
زمینشو میکنه شهرداریه
یا یه نفهم دیگه درست ساعت دوازده شب
و من هر لحظه دلم میخاد
برم دم پنجره و جیییییغ بزنم....
+++و توی لعنتی ای که امروز اتفاقا
دلم خیلی از پره چون نیستی
چون اگه بودی این بدبختیا رو دوش
هردوتامون بود
چون اگه بودی خیلییی همه چیز فرق میکرد .....
++++توی لعنتی :،،،،،(((((
+++++قد تمام عمرم تا وقتی تو این شرایطم
غر دارم بزنم
و حالم به هم میخوره ازین که ینی
هیچکس نیست درکم کنه
مگه اوسکلم که اخه به این چیزا فک نکنم
بگم درست میشه
یا موادی چیزی زدم که فکنم تو
فضاام و همه چیز ارومه
البته هر وقوقت با ساغر حرف میزنم
انقد تو کسری از ثانیه
غر میزمه با وجودد تمام بیمشکلیش
یکم باز دردم کم میشه
میفهمم هستن کسایی که این چیزارو بفهمن
+++++//مشکل قلبم داره جدی میشه باید کاغذ قلم بیارمبیارم
وصیتو دیگه بنویسم:))))))
+++++قرص معده ای خوردیم شایدمعده ی مان باشد
به امید بهبودی ...:|||||
+خیلی نوشته های اصاب خوردکنین.. برسم به اون
روزی که بخندم به اینا و از مشکلات بزرگتر بنویسم

++و با تمااام اینها خدایا پشتم بهت گرمه تو مهربون
ترینی
برچسب:
نویسنده: نرگس سامانی