

اول به اونایی که قرار گذاشتیم با هم برگردیم به وبلاگامون ...بعد به اونایی که
قراره اضافه شن به وبمو اونایی که کمو بیش چک میکنن و هنوز نوجوونیمونو پای
این وبا زنده نگه داشتن.....
تو این مدت زیاااااد که نبودم با دوستااااای خوبی از بچه های همین وبلاگم که
سابقه ی دوستیمون خعععیلی زیاده در ارتباط بودمو باهم قرار گذاشتینم که
برگردیم همه با هم و اُمـــــــید که باز دوباره مثه قبل جمعععمون جمع باشه و
دوستیامون قوی ترو بهتر....


راستش میخوایم لحظه های نجوونیمونو زنده کنیمو ادامشون بدیم....
استارت کار با من که بچه کوچیکه ام:)))بیستو پنج اردیبهشت سال 94 رو ایشالا
یه روز تاریخی میکنیم واس دوستیمون
رابطم با دوستای دنیای مجازیم وااااقن عجیبو دوست داشتنیه واسم....بعضیاشونو
کلن یکی دوبار دیدمو بعضیاشونم کللللا ندیدم امـــــــــآ خیلی با هم صمیمی
ایم....
پ ن:آسمون صاف ..پرنده داشت میخوند که قرار شد ادامه بدن همون راه
عادیشونو...رو به جلو رو به افق...
زهرا نوشت:همین جا تو اولین پست بین خودمون قول بدیم که باشیم همیشه:)

ز-ن2:دلم واس آپـــــــــــــــم تشریف بیارید واس هنگ بلاگفا که هوز نمیدونم
اونجوریه یا نه چون دیگه مدددت هاس که اینجا حرف نمیزنیمو کامنتارو
بترکونیم:))))واس ایرونی ممنون که با ایمونی واس اول دومی تونظرا:))))واس
همشششون کلی دلتنگممم

ز-ن3:این پستم دلتنگی بودو فک کنم حرف خودمو یه سری از دوستای نابم که
امید وارم به فراموشی نگراید:)))هااا هااا
#آوآ#نآدیآ#مهشید#عطییهـ#الی...الهآم#مهرسا:))
پــــــــــــــآیــــــــــــآن:)
برچسب:
نویسنده: نرگس سامانی